جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

823

تحفة الملوك ( فارسى )

باشد ، لكن به شرط آن‌كه شيردهنده‌اى بدون اجرت يا به اجرتى كه كمتر از اجرت مادر باشد غير از مادر به‌هم نرسد و الا واجب نمىباشد . و اگر اجرت‌گيرنده به قدر همان اجرتى كه مادر مىخواهد ايضا توقع بنمايد ، پس مادر ايضا احق و اولى است . و اگر هيچ‌يك از طفل و پدر او مال‌دار نباشند و شيردهندهء بىاجرت ايضا نباشد ، پس متعيّن و واجب بر مادر است كه طفل را شير بدهد ؛ چون‌كه طفل در اين صورت واجب النفقهء مادر مىباشد . و در صورتىكه دايه و شيردهنده غير از مادر باشد ، پس از آن‌جايى كه شير را تأثير شديدى در طبيعت طفل مىباشد و احاديث به خصوص ايضا وارد شده است هرآينه اولى و انسب و مستحب آن است كه دايه‌اى كه از براى شير دادن طفل قرارداد مىشود صحيحه و جميله و مسلمه و مؤمنه و عاقله و عفيفه باشد و مريضه و قبيحة المنظر و كافره و يهوديه و مجوسيه و ناصبيه و مجنونه و حمقاء و زاينده يا زاييده شده از زنا نباشد « 1 » ، مگر اين‌كه كنيزى باشد كه بعد از زنا نمودن او آقاى او فعل او را اجازه و تحليل نمايد ، پس چنان‌كه به خصوص منصوص است كراهت آن زايل مىگردد . « 2 » و اقصى مدت رضاع و شير دادن چنان‌كه خداوند فرموده است كه وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ « 3 » دو سال كامل است كه با مدت حمل شش ماهى سى ماه تمام است و زياده بر آن به قدر ضرورت و حاجت طفل جايز است ؛ و لكن چنان‌كه منصوص است مادر مستحق اجرت زياد بر دو سال نمىباشد . « 4 » و بدون ضرورت جايز نيست . و اكتفا نمودن بر بيست و يك ماه كه با مدت حمل كه غالبا نه ماه است سى ماه كامل بشود ايضا - چنان‌كه به خصوص منصوص است - ايضا جايز است و به كمتر از آن جور بر طفل است . « 5 » و بنابراين - چنان‌كه از ابن عباس ايضا مروى است - مدت شير دادن طفلى كه مدت حمل او هفت ماه است بيست و سه ماه

--> ( 1 ) . چون موارد زياد است ، ر . ك : اصول كافى ، ج 6 ، ص 42 - 44 و خصال ، ج 2 ، حديث اربعمائه ، ص 615 ، ح 10 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 43 ، باب من يكره لبنه و من لا يكره ، ح 5 - 7 . ( 3 ) . بقره : 233 . ( 4 ) . التهذيب ، ج 8 ، ص 105 و 106 ، رقم 355 و دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 290 ، رقم 1091 و 1092 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 40 ، باب الرضاع ، ح 3 .